رصد نقش آمریکا در فرایند دولتسازی عراق پس از انتخاب علی الزیدی
مقدمه
فرآیند دولتسازی در عراق پس از سال ۲۰۰۳، همواره تحتتأثیر مجموعهای از عوامل داخلی، منطقهای و بینالمللی قرار داشته است. در این میان، ایالات متحده آمریکا بهعنوان بازیگر اصلی در شکلدهی نظم سیاسی جدید عراق، نقشی بنیادین و مستمر در تعیین مسیر تحولات این کشور ایفا کرده است. هرچند واشنگتن در سالهای اخیر کوشیده است حضور خود را از قالب اشغال مستقیم به الگوی نفوذ سیاسی، امنیتی و اقتصادی تغییر دهد، اما واقعیت آن است که ساختار قدرت در عراق همچنان در معرض تأثیرگذاری مستقیم یا غیرمستقیم آمریکا قرار دارد.
انتخاب «علی الزیدی» بهعنوان گزینه نخستوزیری عراق در سال ۲۰۲۶، بار دیگر مسئله نقش آمریکا در فرآیند دولتسازی عراق را به یکی از موضوعات محوری فضای سیاسی و رسانهای این کشور تبدیل کرده است. نوع واکنش آمریکا، مواضع جریانهای داخلی عراق، نحوه مواجهه گروههای مقاومت و نیز ارزیابی بازیگران منطقهای از این انتخاب، نشان میدهد که پرونده دولتسازی در عراق همچنان بخشی از معادله رقابت ژئوپلیتیکی در غرب آسیا محسوب میشود.
دولتسازی در عراق؛ از اشغال تا مدیریت نفوذ
پس از سقوط رژیم بعث، آمریکا تلاش کرد الگوی جدیدی از ساختار حکمرانی را در عراق بنیانگذاری کند که مبتنی بر توزیع قدرت قومی ـ مذهبی و نظام سهمیهبندی سیاسی باشد. این الگو گرچه در ظاهر با هدف تضمین مشارکت سیاسی همه گروهها طراحی شد، اما در عمل زمینهساز شکلگیری ساختارهای شکننده، رقابتهای هویتی و وابستگی بخشی از نخبگان سیاسی عراق به حمایت خارجی گردید.
در دو دهه گذشته، آمریکا کوشیده است از طریق ابزارهای مختلف از جمله:
حمایت سیاسی از برخی جریانها،
اعمال فشار اقتصادی،
نفوذ در نهادهای امنیتی،
مدیریت پرونده انرژی،
و بهرهگیری از ظرفیت رسانهای و دیپلماتیک،
بر روند تشکیل دولتها در عراق اثرگذار باقی بماند. از این منظر، دولتسازی در عراق صرفاً فرآیندی داخلی نبوده، بلکه بخشی از رقابت راهبردی میان قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای محسوب میشود.
انتخاب علی الزیدی و پیامهای پنهان آن
انتخاب علی الزیدی را میتوان نشانهای از تلاش بخشی از ساختار سیاسی عراق برای بازتعریف موازنه میان بازیگران داخلی و خارجی دانست. واکنش نسبتاً مثبت آمریکا به این انتخاب، از نگاه بسیاری از تحلیلگران، حامل پیامهایی چندلایه است.
نخست آنکه واشنگتن در شرایط کنونی بیش از هر چیز بهدنبال حفظ ثبات نسبی در عراق است؛ زیرا هرگونه بحران گسترده سیاسی یا امنیتی میتواند منافع آمریکا در منطقه، بهویژه در پرونده انرژی و مهار نفوذ رقبای منطقهای را تهدید کند.
دوم آنکه آمریکا تلاش میکند از ظهور دولتی کاملاً نزدیک به محور مقاومت جلوگیری نماید و در عین حال، از تقابل مستقیم با جریانهای قدرتمند شیعی نیز پرهیز کند. از این منظر، حمایت ضمنی از چهرههایی که بتوانند نوعی توازن سیاسی ایجاد کنند، بخشی از راهبرد مدیریت نفوذ آمریکا در عراق محسوب میشود.
سوم آنکه انتخاب الزیدی میتواند بخشی از پروژه بازسازی نظم سیاسی عراق پس از دوره فرسایش مشروعیت جریانهای سنتی تلقی شود؛ نظمی که در آن، چهرههای تکنوکرات، اقتصادی و کمتر ایدئولوژیک، نقش پررنگتری در ساختار اجرایی کشور ایفا کنند.
ابزارهای آمریکا در تأثیرگذاری بر دولت آینده عراق
آمریکا برای اثرگذاری بر دولت آینده عراق صرفاً به ابزار نظامی متکی نیست، بلکه شبکهای از اهرمهای پیچیده سیاسی و اقتصادی را بهکار میگیرد. مهمترین این ابزارها عبارتاند از:
۱. اهرم اقتصادی و مالی
وابستگی نظام بانکی و مالی عراق به سازوکارهای دلاری آمریکا، یکی از مهمترین ابزارهای فشار واشنگتن است. کنترل جریان دلار و محدودسازی تراکنشهای مالی میتواند بهصورت مستقیم بر ثبات اقتصادی عراق اثر بگذارد.
۲. نفوذ امنیتی
با وجود کاهش حضور نظامی رسمی، آمریکا همچنان در حوزه اطلاعاتی، آموزشی و امنیتی در عراق فعال است و تلاش میکند بر ساختارهای امنیتی این کشور نفوذ خود را حفظ کند.
۳. جنگ رسانهای و افکار عمومی
رسانههای وابسته به غرب و شبکههای اجتماعی، نقش مهمی در تصویرسازی از دولتها و جریانهای سیاسی عراق دارند. آمریکا میکوشد از این ظرفیت برای هدایت افکار عمومی و مشروعیتبخشی به متحدان خود بهره گیرد.
۴. دیپلماسی منطقهای
واشنگتن از طریق هماهنگی با برخی کشورهای عربی و غربی، درصدد شکلدهی به محیط منطقهای مؤثر بر تصمیمگیریهای بغداد است؛ بهویژه در حوزه انرژی، سرمایهگذاری و روابط خارجی.
چالشهای پیشروی دولت علی الزیدی
دولت احتمالی علی الزیدی با مجموعهای از چالشهای پیچیده مواجه خواهد بود که مهمترین آنها عبارتاند از:
حفظ توازن میان آمریکا و محور مقاومت؛
کنترل بحران اقتصادی و مطالبات اجتماعی؛
مدیریت رقابتهای درونشیعی؛
مهار فساد ساختاری؛
حفظ استقلال تصمیمگیری ملی؛
و جلوگیری از تبدیل عراق به میدان تقابل قدرتهای خارجی.
در این میان، هرگونه نزدیکی افراطی به آمریکا میتواند واکنش جریانهای مقاومت و بخشی از افکار عمومی عراق را برانگیزد؛ همانگونه که فاصلهگیری کامل از واشنگتن نیز ممکن است فشارهای اقتصادی و سیاسی گستردهای را بههمراه داشته باشد.
آینده نقش آمریکا در عراق
بهنظر میرسد آمریکا در دوره جدید، بیش از «حضور مستقیم»، بر «مدیریت نفوذ» تمرکز کرده است. واشنگتن دریافته که الگوی مداخله سختافزارانه گذشته، نهتنها هزینهزا بلکه موجب افزایش مخالفتهای مردمی شده است. ازاینرو، راهبرد جدید آمریکا مبتنی بر نفوذ نرم، مدیریت نخبگان سیاسی، کنترل اقتصادی و اثرگذاری بر ساختار تصمیمسازی عراق خواهد بود.
با این حال، تحولات منطقهای، قدرتیابی جریانهای مقاومت، افزایش نقش بازیگران شرقی همچون چین و روسیه و نیز رشد گرایشهای ملیگرایانه در عراق، میتواند دامنه نفوذ آمریکا را با محدودیتهای جدی مواجه سازد.
نتیجهگیری
فرآیند دولتسازی در عراق همچنان یکی از مهمترین عرصههای رقابت ژئوپلیتیکی در غرب آسیاست و آمریکا تلاش دارد با بهرهگیری از ابزارهای متنوع، جایگاه و منافع خود را در این کشور حفظ کند. انتخاب علی الزیدی نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ انتخابی که نهتنها بازتابدهنده معادلات داخلی عراق، بلکه نشانهای از بازآرایی توازن قدرت میان بازیگران منطقهای و بینالمللی بهشمار میرود.
آینده دولت عراق تا حد زیادی به میزان توانایی آن در ایجاد توازن میان فشارهای خارجی، مطالبات داخلی و ضرورت حفظ حاکمیت ملی وابسته خواهد بود. در چنین شرایطی، موفقیت هر دولت در عراق، مستلزم عبور از سیاست وابستگی، تقویت نهادهای ملی و حرکت بهسوی استقلال راهبردی در تصمیمگیری است؛ مسیری که تحقق آن، نیازمند اجماع داخلی، بازسازی اعتماد عمومی و کاهش مداخلات خارجی خواهد بود.
نظر شما